تبليغاتX
خاطرات یک تدوینگر جوان
یادداشت های روزانه

برای تعطیلات نوروزی کلی برنامه ریزی کرده بودم. اول خواب ، بعد از آن هم خواب، اگر وقت شد دیدن فیلم های ندیده ، خواندن ویژه نامه های نوروزی از شهروند گرفته تا اعتماد و اعتماد ملی و همشهری و جام جم و سر آخر اگر عمری باقی بود دیدن بزرگتر ها و بازدیدهای مرسوم این ایام.

اما یک اتفاق ساده باعث شد بار و بندیل سفر ببندیم و عازم کرمان شویم. آن هم دقیقا یک روز قبل آغاز سال نو و ساعت چهار و نیم بامداد . آن اتفاق ساده برهم خوردن سفر پدر و مادر خانمی بود که دو بلیط رایگان تور کرمان را نصیب ما کرد. کور از خدا چه می خواهد....

طبق معمول زوج هایی که تازه با هم زیر یک سقف زندگی می کنند و دائم در حال تجربه کردن امور پیش رو هستند، شروع این سفر هم به من فهماند که باید  چمدان م را خودم ببندم و هیچ نیروی غیبی و ایثار گری همسرانه ای باعث نمی شود تا کارهایم خود به خودی انجام شود و هر چه قر بزنم که پس فلسفه ی زن گرفتن چیست فایده ای ندارد.

 

سفر ما که از شمال شرق کشور آغاز می شد قرار بود به نقطه ای در نزدیکی های جنوب و جنوب شرق ایران ختم شود. به علت ناگهانی بودن سفر نتوانستم چیزی، قبل از رفتن به کرمان در باره ی آن دیار بخوانم. فقط می دانستم قسمت اعظم سفر در کویر است خاصیت شهرهای کویری در این است که سر سبز و زیبا هستند. مردمانی مهربان و صبور دارند و به علت دور افتادگی، کمتر در معرض از بین رفتن آثار تاریخی قرار دارند هر چند نا مساعد بودن هوا و دیگر بلایای طبیعی خود باعث از بین رفتن آثاری شده است که شاید در جهان بی همتا باشند. نمونه اش از ارگ بم که دیگر به جز خشت های در هم فرو ریخته چیزی برای دیدن باقی نمانده است.

کرمان شهری است که به واسطه ی خوی و خصلت مردمان کویری اش می توان از ادیان مختلف در آن شهروند و هم وطن یافت. از زرتشتیان که اقلیتی  بزرگ هستند تا مسیحیان و یهودیان و سنی ها و شیعیان و حتی مذاهبی که کمتر از آنها نامی شنیده ایم مانند فرقه ی شیخیه. مصائب ی هم که بر این انسانهای سخت کوش نازل شده کم نیستند که جنایت شاه خواجه ی قاجار در کور کردن مردمان این دیار به واسطه ی پناه دادن به شاهزاده ی زند سر آمد آن است. آثار تاریخی این شهر اگر چه به مانند اصفهان و شیراز نقطه ی اوج هنر ایرانی  و اسلامی نیستند اما در نوع خود زیبا و در خور ستایش ند. حمام های سه گانه این شهر ( گنجعلی خان، ظهیر الدوله،وکیل الملک) ، یخ دان های قدیمی، مسجد جامع، مجموعه ی بازار و مزار مشتاق علی شاه   بناهایی هستند که  در کرمان می توانید آنها را ببینید و لذت ببرید هر کدام متعلق به حاکمی و دست نشانده ی سلسله ای....

پی نوشت: عکس ها و ادامه ی سفر نامه بماند برای پست بعد.

 

                بازار کرمان

 

+ نوشته شده در  شنبه 10 فروردین1387ساعت 0:8  توسط محمد یوسفی  | 

                                سال نو

 

نفسم را در سینه حبس می کنم تا توپ های آغاز سال نو شلیک شوند. همه شمارش معکوس را با صدای بلند تکرار می کنند. شمردن «یک» که تمام می شود فریاد شادی است که لابی هتل را فرا می گیرد و بعد از آن تلفن های همراه، که شماره گیری می شوند برای عرض تبریک به عزیزترین کس. بچه های کوچک آزادانه فریاد می کشند و جست و خیز می کنند و من گوشه ای دنج را یافته ام برای نگاه کردن به این همه انرژی که در حال تخلیه است. اینجا لابی هتل گواشیر کرمان است و ما همراه ِ جمعی 40 نفره که آمده ایم تا سال جدید مان را در گوشه ای دیگر از سرزمین بزرگمان جشن بگیریم. لیدر تور غزلی از مولانا برایمان می خواند، ماهی های سفره ی هفت سین هتل دمی آسایش ندارند از بس فلاش های دوربین شلیک می شوند، تلفن های همراه پیغام مشغولی شبکه می دهند و انگشت ها که تند تند پیامک تایپ می کنند. تلویزیون روشن است و کسی دارد پیام می دهد و سال را نام گذاری می کند. صدای تلویزیون در میان هم همه ی همسفران گم می شود.

پی نوشت: سفرنامه ام از کرمان بماند برای پست های بعد. سفر مان آنقدر ناگهانی بود که فرصتی برای نوشتن باقی نماند.

+ نوشته شده در  سه شنبه 6 فروردین1387ساعت 0:22  توسط محمد یوسفی  |