|
یادداشت های روزانه
|
در شماره ی 35 مجله ی شهروند مصاحبه ای با دکتر علی میر سپاسی چاپ شده است که نکات جالبی دارد:
موضوع این مصاحبه اصلاحات و روشنفکری است. دکتر میر سپاسی معتقد است که « نوعی نیهیلیسم در ایران ظهور کرده است. این نیهیلیسم خیلی ما را آشفته کرده، به نحوی که الان دیگر هر نهادی به شکلی زیر سوال رفته است بدون این که جایگزینی برای آن بیابند.» او دلیل این نیهیلیسم را این می داند که چون تصور بر این بوده است که جامعه ایران پس از انقلاب جامعه ای سنتی شده پس سنت زدا شده ایم و خیلی از ارزشهایی را که به صورت تاریخی به عنوان ارزش های سنتی شناخته بودیم تماما کنار گذاشته ایم یا در رابطه با آن دچار سردرگمی شده ایم. دکتر میر سپاسی اعتقاد دارد ما باید کاری را بکنیم که با توجه به علم و دانشی که اکنون داریم بهترین کار باشد. او مشکلات، در برابر استقرار دموکراسی در ایران را امری طبیعی می داند که در بقیه کشورها نیز وجود داشته است، « دموکراسی در آمریکا وقتی به وجود آمد که بخشی از آن را بردگان تشکیل می دادند. شما اگر تاریخ مبارزات آزادیخواهان آمریکا را بخوانید که به قیمت جان بسیاری از مردم تمام شد، می بینید در این جامعه، زمان زیادی گذشت تا پذیرفته شد که سیاهان هم برابر هستند، در مورد زنان این روال بدتر هم بود. »
میر سپاسی در انتها یادآور می شود که باید بحث «ایران را از نو بسازیم» را کنار بگذاریم و همین ایران، با تمام مشکلاتی که دارد را آباد کنیم. او باز هم در مقام اثبات این مدعا از جامعه آمریکا مثال می آورد که « در آمریکا دو بحث مطرح بود، برخی می گفتند چون برده داری وجود دارد و یا مثلا زنان برابر نیستند کلیت این سیستم را باید منهدم کرد و از نو ساخت. ولی خیلی از مبارزان و آزادیخواهان آمریکا این بحث را قبول نداشتند، «رورتی» این بحث را در کتابی با عنوان «چگونه کشورمان را آباد کنیم» مطرح می کند. بحث او این است که آنهایی که می گفتند سیستم را منهدم کنیم عملا به نفع دموکراسی هم عمل نکردند. اما آنهایی که می گفتند دموکراسی یک جامعه همیشه ناقص است اتفاقا در دراز مدت بیشترین و بهترین نتایج را در راه استقرار دموکراسی به دست آوردند.»
پروژه ی مردم سالاری که امروزه با پسوند دینی آذینش می بندند تاریخی 100 ساله در این مرز و بوم دارد. تاریخی که با همه کوتاهیش بسیار پر فراز و نشیب بوده است. از حرکت هایی مسالمت جویانه تا نهضت های منطقه ای و آخرین آن که انقلاب اسلامی بود و همیشه آدم هایی بوده اند که با اتکا بر قدرت مسبب توقف لحظه ای و یا کند شدن حرکت باشند. اما متاسفانه این توقف ها و کند شدن حرکات در برهه های زمانی مختلف باعث به وجود آمدن انحرافاتی نیز شده است. چه آنگاه که محمّد علی شاه با اتکا به قدرت توپخانه ی قزاق های روسی، مشروطه ی نو پا را به توپ بست و چه وقتی رضا خان قلدر از پس هرج و مرج مشروطه ی دوم به قدرت رسید و خانمان هر چه مشروطه خواه را بر انداخت و چه آیت الله خمینی که پس از نا آرامی های ساله های اولیه انقلاب و در بحبوحه ی جنگ مجبور به تار و مار کردن تمامی صداهای مخالفین شد.
نمی دانم روند و فرآیندی که میر سپاسی در مصاحبه اش با شهروند بیان می کند اصلا امکان اجرایی شدن در ایران دارد را یا نه ، که ساکنان تازه وارد قاره ی آمریکا تجربه ی چند قرنیِ مشروطه خواهی در انگلستان را توشه ی راه داشتند و مشروطه خواهان ایرانی سابقه ی دیکتاتوری 2500 ساله ی سلطنتی را پس روی خود می دیدند. مردم آمریکا چند سالی از رنسانس ِ فرهنگی ، اجتماعی شان گذشته بود و ملت ایران در گرداب بدبختی و مذلت اسیر بودند، تحولات در اروپا و امریکا از نخبه ها و روشنفکران آغاز می شد و به ملت ها سرایت می کرد و آنگاه به حکومتها منتهی می گشت اما در ایران این حکومت ها بودند و هستند که صلاح می دانند چه تغییر و تحولی مناسب است، آنگاه توده ها را در پی خود می کشند و نخبه گان و روشنفکران مان هم که همیشه چند سالی از توده ها عقب ترند.